تب و لرزو کم شده، بدن دردم کم شده ولی گلوم داره پاره میشه... انگار دارن چاقو میکشم از سر گلوم تا ته ریه هام...از طرفی با فکرتدرگبرم، کاش بیای و بهم بگی قرار نیس بری و قراره باهم ادامه بدیم و نگران نباشم!!
+
تاریخ دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۰ساعت
22:24نویسنده آقاعه و خانوم سنجاقک❤️
|
برچسب:
نویسنده: کارن رجبی
تاريخ: چهارشنبه
1 تير
1401 ساعت: 16:15